حسین جانم
حسین جانم
حسین جانم
میخواستم امشب کلی درد و دل کنم....
ولی حرفم نمیاد.....
فقط دوس دارم بگم حسین جانم، حسین جانم،. حسین جانم
اگر دنیا بده.... مهم نیست،. حسین جانم
اگر دلم پر غم... مهم نیست..حسین جانم
چی کم دارم؟
تو رو دارم
حسین جانم
حسین جانم......
این روزا بیشتر از همه چی دلم هواتو کرده.... حسین جانم
سلام آقا....
حسین جانم
تو که باشی دلم دیگه نمیلرزه...
حسین جانم
بزار سایه ات همیشه رو سرم باشه...
حسین جانم
یادم بچه بودم خیلی بچه... پیراهن مشکی میپوشیدم... میرفتم تو
دستههای عزاداری زنجیر میزدم.... بعد تا اخر شب با مامانم دنبال دستههای عزاداری راه میرفتیم....
عجب بعد از این همه سال تازه یادم اومد... شروع عاشقی ما واسه امروز. و دیروز نیست واسه خیلی سال پیش....
چه بسا که سالها بعد یادم بیاد... شروعش از بچگی هم نبوده... اون دنیا هم عاشق بودیم صبح تا شب دور حسین جانم میچرخیدیم....
دلم که میگه همینطوره حسین جانم....
شب قدر یاد مختار افتادم.... کلی واسش دعا کردم... انتقام حسین جانم رو گرفت.... دمش گرم....
دلم نمیخواد دیگه با کسی حرف بزنم.... تا اخر عمر فقط بگم حسین جانم....
حسین جانم.....
حسین جانم
حسین جانم.
چقدر این شعرمو دوس دارم....
گر همه پرسند حاصل عمر تو چیست؟
گویمش دل به رخ شیدای تو دادم حسین..... جانم
پناهم باش
حسین جانم
به غیر از تو برای من تکیه گاهی نیست
حسین جانم.....
یه عاشقی 40 سال کربلا زندگی کرد ولی هیچ وقت از اب اونجا استفاده نکرد
همیشه اب نجف رو میخرید....
میگفت آبی که به اربابم ندادن نمیخورم....
حسین جانم.....