نور تویی سور تویی دولتمنصور تویی......
سلام
تا حالا درمورد مسئولیتهایی که تویی زندگی داری فکر کردی؟
مثلا دانش آموز یا دانشجویی... خب مهم ترین مسئولیتت درس خوندن؟
مثلا همسر یه خانمی..... خب مهم ترین مسئولیتت تامین مالی و روحی اون؟
یا مثلا همسر یه آقایی.... خب مهم ترین مسئولیتت شوهرداری کردن؟
یا مثلا یه مادر.... خب مهم ترین مسئولیتت رسیدگی به فرزندا و خانوادت؟
یا مثلا فرزندی.... مهم ترین مسئولیتت کمک به خانواد و نگهداشتن احترام پدر و مادرت؟
یا مثلا کارمندی... مهم تربن مسئولیتت انجام اون وظیفهای که تو شرکت یا سازمان بهت محول کردند؟
یا مثلا پزشکی... مهم ترین مسئولیتت رسیدگی به بیماراست؟
یا...
یا....
خلاصه ما خیلی تو زندگی مسئولیت داریم که باید انجامشون بدیم
که در نتیجه باعث میشن جایگاه اجتماعی، مالی، عاطفی، فرهنگی ما ارتقاع پیدا کنه....
تا حال درمورد مسئولیتت در قبال خدا فکر کردی؟
در قبال روحت چی؟
تا حالا به جایگاه معنویت فکر کردی؟
واقعا ما تو این زمینهها مسئولیتی نداریم؟
همینجوری الابختکی ما رو زائیدن که غم و غصه دنیا رو بخوریم؟
من در مورد این موضوع عمیقا فکر کردم.....
بنظرم زندگی ما بدون قبول مسئولیت معنوی یه شوء که داریم اجراش میکنیم
داریم ادای ادمای خوشحال، موفق، خوشبخت در میاریم...
در واقع دست اوردای ما صفره.... صفر...
فرض کنید یه فوتبالیست معروف... مثلا دیوید بکام
یه ستاره موفق فوتبال...
یه مرد خوش چهره و خوش هیکل...
سوپراستار مدلینگ جهان.....
فوق العاده پولدار و محبوب....
خب که چی؟
ایا هدف از ورزش این بود؟
ایا هدف از خلقتت این بود که صبح تا شب بزنی زیر توپ بعد بیای با سیکس پکت و موهای رنگیت و بدن خالکوبیت واسه ما قیافه بگیری؟
بعد خودتو الگوی ما معرفی میکنی؟
هی.....
تمام زندگی... دقت کنید تمام زندگی واسه این که تو مسئولیت پذیر بشی...
چه مسئولیتی؟
جوابش ساده است....
مسئولیت در قبال خدا....
تو قبل از اینکه بیای بخدا قول دادی که عاشقش میشی
راه تو به سمتش پیدا میکنی.... تو مسیر رضایتش زندگی میکنی..
قول دادی مثل اون بشی... بخشنده... مهربون... لوتی... باصفا...خوش اخلاق...
قول دادی پرواز یاد بگیری...
قول دادی هر لحظه بیاد عشقت باشی...
قول دادی واسش زندگی کنی واسش جون بدی...
خیلی قولا دادی... خیلی حرفا زدی...
ولی الان چی؟
زندگی، حالتو گرفته... دیگه مسئولیت پذیر نیستی...
یه مسابقه خیلی حساس کشتی بود فینال هم بود...
همه رو جهان پهلوان تختی حساب باز کرده بودن....
تو اون روزای ناامیدی و بدبختی ملت دل خوشی شون
به همین کشتی گرفتن محمدرضا تختی بود...
حریفش هم از بلاد کفر بود...
خلاصه تختی میفهمه کتف حریفش اسیب دیده... نمیتونه ازش استفاده کنه...
از اونجایی که محمدرضا بچه تیزی بود از فرصت استفاده میکنه
خودشو تو دل خدا جا میکنه... یاد مسئولیتش میافته..
تو کل مسابقه به کتف اسیب دیده حریف حمله نکرد...
و در نهایت مسابقه رو میبازه.... و نفر دوم میشه...
و تبدیل میشه به افسانه کشتی جهان و ایران.... جهان پهلوان تختی...
حریفش اینقدر تحت تاثیرش قرار میگیره مدالشو میده بهش...
با اینکی باخت وقتی بر میگرد کشور چنان استقبال بی نظیری ازش میکنند
که تو تاریخ ایران بی نظیره...
تختی خورد زمین
پویای ولی خورد زمین
ولی خدا دستشون گرفت بلندشون کرد...
تختی همهی مدالها و جایزهها و سکههای طلایی که میگرفت رو بین فقرا تقسیم میکرد... خودش بی پول بود ولی مرامش ثروتمند بود...
خلاصه ورزش و یا زندگی یا دنیا واسه این نیست تو یه پولدار موفق پیروز باشی...
واسه این که مسئولیت پذیر باشی...
همه چیز در اختیار تو که رشد معنوی کنی...
فکر کنید شهرتون چقدر بزرگه؟
فکر کنید استان تون چقدر بزرگه؟
فکر کنید کشورتون چقدر بزرگ و ثروتمند؟
فکر کنید قارهای که توش هستید چقدر بزرگ؟
فکر کنید کره زمین با تمام مطلقاتش چقدر بزرگه؟
فکر کنید ما میلیارد میلیارد سیاره و ستاره داریم
که اندازه شون چندین برابر کرهی زمین.... که
اصلا زمین ادم بحساب نمیاد بینشون....
به اینا میگند منظومه.... تازه یه منظومه میشن؟
خیلی بزرگه؟
پشماتون ریخت؟
حالا فکر کنید میلیارد میلیارد منظومه داریم
که کهکشان تشکیل میدند....
بعد میلیارد میلیارد کهکشان که یدون راه شیری رو
تشکیل میدند....
بعد تازه همهی اینا میشن 4% هستی؟
هنوز 96% دیگه واسمون ناشناخته است...
بعد فکر کن خدا این مسئولیت به ما داده که
با رشد معنوی بتونیم به رمز و رازهای افرینش دست پیدا کنیم
بوسیلهی روحمون بتونیم تو افاق سفر کنیم....
فکر کن چه دنیای بی انتهایی روبروت که تو هیچی ازش نمیدونی
چرا؟
چون مسئولیت پذیر نیستی...
عین بز صبح تا شب تو فکر اینیم که غذا چی بخوریم
لباس چی بپوشیم...
درس چی بخونیم..
بریم سر چه کاری...
کی شوهر کنیم...
کی زن بگیریم...
من چی دوست دارم....
من چی میخوام....
من کجا برم...
هیییییییییی روزگار....
بابا جون یبار هم ببین خدا چی میخواد...
یکم قدر خودت رو بالا ببر...
یه قدری واسه خودت پیدا کن...
قدر داشته باش...
اینقدر کوچیک نمون...
غم الکی نخور...
بهترین غم فقط غمیکه واسه خدا باشه...
ای وای من چرا مسئولیت عاشقیمو انجام ندادم...این جنس غم خوبه..
ولیای وای من چرا خونه ندارم من چرا شوهر ندارم من چرا بی کارم... این غم بدرد نمیخوره سراغش نرووو... مسئولیت این غم قبول نکن...عزا دار این غم نباش...
یه عمر اسیری بست نبود؟
بکن از این خاک....
بسه هرچی خاکبازی کردی...
میدونستی انسان قابلیت اینو داره مثل خدا خلقت داشته باشه؟
یعنی تصور کن... تصور تبدیل به واقعیت بشه... خلقت...
تو اگر مسئولت پذیر باشی باید کارای خدایی کنی
نا سلامتی نماینده خدایی رو زمین... یکم از غم دنیات کم کن... شاید ادم شدی....
یروز یه سید فقیری بهش سهم امام نرسید
میاد تو جمع میزنه زیر گوش بزرگترین مرجع شیعه اون زمان
حدس بزنید بعدش چی شد؟ طرفداراش اومدن کتکش زدن؟ مرجع دستور داد اعدامش کنن؟
نخیر....
به مسئولیتش عمل کرد.... چون از جنس خدا بود... کار خدایی کرد..
گفت عزیزم اقا سید چی شده چرا ناراحتی؟
گفت بهم پول نرسیده...
گفت چشم الان درستش میکنم...
تو جمع میگه هرکی واسه حرف بنده ارزشی قائل هرچی میتونه کمک کنه...
خودش عباش میگیره دستش واسه اون بنده خدا پول جمع میکنه...
بله بزرگای ما اینجوری بودن....
الان جنس رفتار رو با جنس رفتار الان مدعیها مقایسه کن...
قدیم جنس مهر و محبت و انسانیت
الان تکبر و غرور و خود برتر بینی و تقدس نمایی.. چرا؟
چون مسئولیت پذیر نیستن در مقابل خدا....
چقدر این دعا قشنگ
یا منور القلوب العارفین......
یعنی به امید توای نور قلبهای عارفان
یعنی به امید توای راهنمای قلبهای عاشقان
یعنی به امید توای کسی که دل منو بردی
من اون دنیا بهت قول دادم که خاطرخوات بشم!
چشم
یه فرصت دیگه بهم بده تا خودمو جمع و جور کنم....
خلاصه رفقا
مسئولیت عشقتون گردن بگیرید....
قبل از اینکه دیر بشه...
یاعلی